تبليغاتX
اعوذ بشر من انسان العجیب
آیا زنی که در کفن انتظار و عصمت خود خاک شد جوانی من بود؟ !!!
خسته ام از درک کردنِ اطرافم
 از راه آمدن با پاهای هر سایه به جز خودم
خسته ام از کنار آمدنها
با ژستِ خِودساخته ی بیلبوردها
ازینکه باید
همه را بفهمم و هیچکس مرا نفهمید
 از غرورِ بادکرده زیرِ گلوی این همه مجسمه
خسته ام
از تویی که پشتِ سرم نقشِ اول تمام قصه هایی
از خودم که هیچ کجای قصه ی تو نبوده ام
از خودکارم
 که اشکهایش دلیل خنده ها شد
خسته ام
از آشنایانی که هیچوقت دوست نبودند
خسته ام از آخرِ این شعر که تمامیش را خط زده ام
____________
_________________________
____________
____
+ خط خطی شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

برای فرار از تفهیم این جماعت
روی شطرنج دو رنگ کاغذی
به جای مهره های تراشیده
با حرص میچسبانم، اُریگامی هایم را

رخ سیاه زندگی ، مینشانم روبروی رخ سفیدروی مُردن
دو سرباز بینابینشان تا سیاهی این زندگی، زیبایی مرگ را لکه دار نکند.

اسب سیاه رفتن را روبروی اسب سفید خوشبختی مینشانم تا یادم بماند خوشبختی رفتنیست .
درست است که گماشتن دو سرباز مابینشان سد این رفتن نیست. اما ، میگمارم.

فیل کجروی من کجاست؟ سیاهش را میخواهم که مرا ببرد به روز سوم خلقت، تا بپاشم از هم داستان شروع این زمین چرکین را، سفید میخواهم که برد مرا به روزششم خلقت تا بر آب دهم نقشه ی ساخت انسان خودخواه را.
سرباز هم حتما خواهم گمارد، مبادا خللی افتد.

نه وزیر میخواهم نه شاه. سیاه و سفید . خودم شاه میشوم و حماقت، وزیرم . احمقانه ریاست میکنیم .
سرباز هم خواهیم داشت . به هر حال هر حماقتی، آلت اجبارگری هم میطلبد.



+ خط خطی شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

منتخبین آمینـ آمنتخبین آمینـ آدنیای با تو بودن اگرچه زندگیمه اما به پات نشستن از رویه سادگیمه

چشمام اگه یه روزی نخواد نورو ببینه بهتر که تا قیامت در انتظار بشینه

آتیش نزن به جونم خودت با من میسوزی یـــــــــــــــــــــــادت باشه عزیزم دوسم داشتی یه روزی

+ خط خطی شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

 

جسارت مي خواهد ،...
نزديک شدن به دورترين افکار زني ،..
که روزها مردانه با زندگي مي جنگد اما شب ها ،...
بالش اش ازهق هق هاي زنانه خيس است !!!

 

+ خط خطی شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

 

چوپان قصه ما دروغگو نبود
او تنها بودو از ترس تنهایی فریاد گرگ سر می داد
افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکردو همه در پی گرگ بودند.

 

+ خط خطی شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

 
من اسیره عکس ماه روی آبم اما اون از من چه دوره ...
ماه دور از من تولدت مبارک
 
+ خط خطی شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 


+ خط خطی شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 


+ خط خطی شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

+ خط خطی شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

+ خط خطی شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

+ خط خطی شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

+ خط خطی شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

+ خط خطی شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

+ خط خطی شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

+ خط خطی شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

+ خط خطی شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

 
+ خط خطی شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

+ خط خطی شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

+ خط خطی شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  | 

+ خط خطی شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت   دلنوشته های  آمینــآ  |